تبليغاتX
شاید این جمعه بیاید...شاید...
سلام

میدونم که خیلی دیر کردم و اینکه امتحاناتم شروع شده هم هیچ توجیه خوبی نیست ...

معذرت میخوام ، اما همزمان با این تاخیر دارم سعی میکنم که طراحی یاد بگیرم تا بتونم به اون قولم عمل کنم...

این کار رو هم واسه خالی نبودن عریضه گذاشتم ... ببخشید که کیفیت نداره ...

سعی میکنم بهتر بشم ...

حماسه

سایز بزرگتر در ادامه مطلب

یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/08ساعت 15:48  توسط milad  | 

سلام

باید زودتر از اینها میومدم ... ببخشید ... خواستم بگم از این 6 ماه پیش ،  با این آدرس آپم.

www.ammargraph.parsiblog.com

یا عــــلـــی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/30ساعت 16:12  توسط milad  | 

سلام.یه سلام به طول تمام زمانی که نبودم.سرم شلوغ بود.

این براشها رو گذاشتم برای شما(به جبران تاخیر)امیدوارم خوشتون بیاد.

براش

نحوه استفاده : فایل رو از حالت فشرده خارج کرده.در آدرس زیر کپی کنید:

\program files\adobe\photoshop   \presets\brushs

یا حق...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/22ساعت 13:57  توسط milad  | 

دعای ماه نو و روز اول ماه

چون ماه نو ببینی روی فرا قبله کن و بگوی:

اللّهُمَ أَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالْأَمْنِ وَ الْایمانِ وَ السَّلامَةِ و الْإِسْلامِ وَ الْعافِیَةِ...

روایت است که پیغمبر این دعا بگفتی.

و اول روز از این ماه بگوی:

اللهُمَّ هذا شَهْرُ رَمَضانَ الّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ هُدیً لِلنّاسِ و بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی و الْفُرْقانِ.

هزار رکعت نماز

و مستحب بود که درین ماه هزار رکعت نماز کند زیادت بر نمازهای ماه های دیگر و ترتیبش چنان بود که در هجده شب از اول به ترتیب هر شبی بیست رکعت نماز کند، هشت میان شام و خفتن و دوازده پس از نماز خفتن و هم چنین در شب بیستم، بیست رکعت کند و در شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم در هر یکی ازین سه شب صد رکعت کند. در هر رکعتی الحمد یکبار و ده بار قل هو الله و در شب بیست و دوم و بیست و چهارم و شب های پس از آن تا آخر ماه در هر شبی سی رکعت کند، هشت رکعت میان شام و خفتن و باقی پس از نماز خفتن. و در هر سهْ ده رکعت بود و در شب آدینه بازپسینْ بیست رکعت بکند چون نماز فاطمه علیهاالسلام و در آن تمامت هزار رکعت بود.

نماز و غسل مستحبی

و روایتی دیگر آمده که در هر شبی تا شب بیستم، بیست رکعت و در دهه بازپسین در هر شبی سی رکعت می کند و زیاده بر آن در هر شبی از آن سه شب طاق که گفته شد صد رکعت زیاده می کند، تمامت هزار رکعت بود و زیاده برین هزار رکعت، در شب نیمه ماه صد رکعت کند در هر رکعتی یک بار الحمد و ده بار قل هو الله.

و مستحب بود غسل کردن در اول شب ازو و شب نیمه ماه و شب هفدهم و شب نوزدهم و شب بیست و یکم و شب بیست و سوم. مستحب بود که در شب بیست و سیم هزار بار إنا انزلناه بخواند و سورت عنکبوت و روم نیز بخواند. و صادق علیه السلام گفت که هر که در شبْ این دو سوره بخواند به خدای که وی از اهل بهشت بود.

دعا

[و از آن اصحاب عصمت علیه السلام روایت شده که بر مؤمن لازم است تکرار این دعا در تمام عصر خصوصا در ماه مبارک رمضان و به تخصیص در شب بیست و سوم در حال سجود و قیام و قعود و در هر حال و هر وقت بگوی پس از تحمید الله و صلوات بر نبی:]

اللّهُمَّ کُنْ لِوَلیِّکَ فُلانِ بْنِ فُلانٍ فی هذه السّاعَةِ و فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّا و حافظا و ناصِرا و دلیلاً و قائِدا و یَمینا حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعا و تُمَتِّعَهُ فِیها طَویلاً.

و مرویست از جعفر علیه السلام که هر که این دعا در هر شب هم چنین هر روز از ماه رمضان بخواند خدای تعالی گناه چهل سال او را به فضل و کرم خود بیامرزد:

اللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذِی أَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ و افْتَرَضْتَ عَلی عِبادِکَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلی مُحمدٍ و الِ محمدٍ وَ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِی عامِی هذا واغفِرْلی تلک الذُّنوُبَ الْعِظامَ فإِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ یا رَحمنُ یا ارْحَمَ الرّاحِمینَ.

پس از نمازها در رمضان به شب و روز همین دعا بگوی:

یا عَلِیٌ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رحیمُ أنْتَ الرَّبُّ العظیمُ الَذی لیس کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ و هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ و کَرَّمْتَهُ و شَرَّفْتَهُ و فَضَّلْتَهُ عَلَی الشُّهُورِ و هُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ و هُوَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرانَ هُدیً لِلنّاسِ و بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی و الْفُرْقانِ و جَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ و جَعَلْتَها خَیْرا من أَلْفِ شَهْرٍ فَیاذَ الْمَنِّ و لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّ عَلَیْه وَ أَدْخِلْنی الْجَنَّة بِرَحْمتِکَ یا أرْحَم الرّاحِمِینَ.

روزه گشودن

و جهد کن تا مؤمنی با تو روزه گشاید که پیغمبر گفت: هر که روزه داری را روزه بگشاید وی را هم چندان ثواب بود و ثواب هر طاعت که به قوت آن طعام کرده بی آنکه از ثواب وی چیزی کم شود. و از یکی از ائمه روایت است که گفت: آنکه برادر مؤمنی را روزه بگشاید ثواب آن بود وی را که بنده آزاد کرده بود و هر گناه که کرده بود بیامرزد خدای تعالی. یکی گفت: یا رسول الله! هر کسی از ما نتواند که روزه داری را روزه بگشاید؟ گفت: که خدای تعالی کریم است، این ثواب بدهد کسی را که بر شربتی شیر یا شربتی آب جوش یا به خرمایی یا بدانچه تواند روزه داری را روزه بگشاید.

دوری از گناه

و صادق علیه السلام گفت: روزه از طعام و شراب نیست و تنها، چون روزه داریدْ زبان و چشم نگاه دارید و با یکدیگر منازعت مکنید و بر یکدیگر حسد مبرید که پیغمبر شنید که زنی روزه دار کنیزک خود را دشنام می داد. رسول فرمود تا طعامی حاضر آوردند، زن را گفت: بخور. زن گفت: من روزه دارم. گفت: چگونه روزه داری که کنیزک خود را دشنام دادی؟ روزه از اطعام و شراب نیست تنها. و پیغمبر گفت: جابر را که: ای جابر! هر که این ماه رمضان روز روزه دارد و شب برخیزد و شکم و فرج را از حرام نگاه دارد و زبان را نگاه دارد از گناهان بیرون آید هم چنانکه از ماه بیرون آید. جابر گفت: یا رسول الله! چه نیکو حدیثی است این. رسول گفت: ای جابر! چه دشوار شرط هاست این شرط ها.

راهِ خدای تعالی

و در شب 21 بود از این ماه که عیسی را به آسمان بردند و وصی موسی را روح قبض کردند و وصی محمد مصطفی امیرالمؤمنین علی را روح قبض کردند. و باقر علیه السلام نزدیک روزه گشادن در ماه رمضان إنّا أنزلناه می خواندی و گفتی: هیچ مؤمن روزه دار نبود که نزدیک سحر خوردن و روزه گشادن این دعا برخواند الا که هم چنان بود که در خون می گردد در راه خدای تعالی.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/23ساعت 10:22  توسط milad  | 

         حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان

را بدترین آنها خوانده‌اند: چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و

تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.

 

حضرت علی(ع) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم(ص) در لحظات

آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن

می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر

مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این

عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از

آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین

روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.

یکی از پیش‌گویی‌هایی که در لابه‌لای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن می‌توان یافت، مسئلة فتنه‌های آخرالزمانی است. دربارة

موضوع فتنه‌های آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا می‌کنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل

دربارة آن سخن گفته شود.


معنای فتنه


فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است6.

در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرک و کفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص

ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 کشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به کار رفته است.


گونه‌شناسی فتنه‌های آخرالزمان


حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها

خوانده‌اند:

ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که

حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.15


ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنة عمومی، سپس فتنة خواص، پس از آن فتنة سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان می‌شوند، سپس

هدنه(صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی می‌آیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش

باش.16 و در جایی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنة کور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند.17

ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‌نهد.

همانا دنیا، پشت‌کنان می‌رود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما می‌آید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز

کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز می‌شود. در آنها، [به وسیلة] فرمان‌های خود پرداخته

با خدا مخالفت می‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‌نشینند.

اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‌ماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته

شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره می‌گردد، و کسانی رهایی می‌یابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد.


همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که‌ فتنه‌ای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان


بیشتر به نظر می‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه می‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش می‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل


گردد، گفته می‌شود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد،


چنان‌که آتش، هیزم را می‌کوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین می‌آموزند اما نه برای خدا، و دانش می‌جویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را می‌طلبند.18


مصادیق فتنه‌ها


تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آنچنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است.


همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل


کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت:

حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:


برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19


از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:


از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب


خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که


بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20

قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و


از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22

در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند:


رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک


خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و


غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این


قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی


است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل


را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش


علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن


جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او


برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های


روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و


آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا


بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25


در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26


شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:


اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27

سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:


زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را


که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28

در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29


برکات بروز فتنه‌ها در جامعه


هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل


آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم:


«از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30


در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:


ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس


به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31

امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که


گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه


شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم


هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32


یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد:


وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی


را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!»


آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟!


فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم


شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33


مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی


رفیع خواهند داشت.


راه رهایی از فتنه‌های آخرالزمان


  _تمسک به قرآن و اهل بیت(ع)

راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و


اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.


روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت


روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35


امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند.


در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم:


من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم


که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد


هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را


بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی


شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا


در «حظیر\ القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند


خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.


1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید


نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده


شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی


مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه.


2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای


ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما


فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند.


3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما


را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس


فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36


4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط


به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او


را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا


ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة


قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش


مهیا گردیده».37


5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.

6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در


آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید


دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم


خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39


روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند:


7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای


است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود


اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها


در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند.


8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را


انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم


فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40


به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله
*******************************************************
پی نوشت‌ها:

1. شیخ مفید، الإرشاد، ج‌1، ص35.

2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة 59.

3. علامه حلی‌، الفین، ترجمه وجدانی، ص 953.

4. علامه حلی‌، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص 84.

5. تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة، ج 4، ص 472.

6. النهایة، ج3، ص410.

7. سورة عنکبوت (29)، آیة 2.

8. سورة مائده (5)، آیة 49.

9. سورة بقره(2)، آیة 193.

10. سورة حدید (57)، آیة 14.

11. سورة انفال (8)، آیة 73.

12. سورة مائده (5)، آیة 41.

13. سورة نسا (4)، آیة 101.

14. سورة توبه (9)، آیة 47.

15. السنن الوارده، ص35.

16. فتن ابن حماد، ص28.

17. همان، ص39.

18. روضه کافی، ص58.

19. السنن الوارده، ص37.

20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3.

21. سورة اعراف (7)، آیة 181.

22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43.

23. بحارالانوار، ج24، ص146.

24. الامالی، ص212.

25. الصراط المستقیم، ج2، ص153.

26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430.

27. فتن ابن حماد، ص34.

28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه.

29. فتن ابن حماد، ص123.

30. کنزالعمال، ج11، ص189.

31. کمال الدین، ص288.

32. الکافی، ج1، ص396.

33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131.

34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227.

35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654.

36. سورة زمر (39)، آیة 56.

37. سورة حدید (57)، آیة 21.

38. سورة هود (11)، آیة 113.

39. نهج السعاده، ج3، ص421.

40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35.

***********************
منبع: ماهنامه موعود شماره 90

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/24ساعت 12:34  توسط milad  | 

با عرض تبريك خدمت رئيس جمهور منتخب كه به حق و به فرموده ي مقام معظم رهبري("با روي كار آمدن دولت نهم انقلاب در مسير واقعي خودش قرار گرفت")پيرو خط امام است و  با انتخاب مجدد ايشان ايران براي يك پيشرفت بزرگ گام برداشت.اميدواريم با امداد الهي و با رهنمودهاي مقام معظم رهبري و تلاش و همكاري ملت توطئه ي دشمنان داخلي و خارجي را سركوب نموده و در جهت ساخت ايراني آباد آزاد و با عزت گام برداريم.

ميلاد اسماعيل زاده

پيرو خط امام و رهبري باشيم ان شاءالله

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/26ساعت 20:39  توسط milad  | 

 بسم رب الروح الله

با عرض سلام و خدا قوت خدمت تمامي مردم غيور .ولايت مدار

و پيرو خط امام ايران هميشه سر افراز.

منئ واقعا با ديدن اين شور و نشاط احساس غرور مي كنم و

واقعا خوشحالم كه مردمي اين چنين هوشيار داريم.

اما خوب بايد اين غرور و نشاط را حفظ كنيم و به فرموده ي

مقام معظم رهبري توجه كنيم كه فرمودند:

"نبايد بگذاريم دشمنان شيريني اين حماسه را در كام ما تلخ كنند."

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/26ساعت 20:30  توسط milad  | 


غیبت حضرت ولی عصر(عج) یکی از رازهای الهی بوده و ممکن است ما نتوانیم ازکنه آن آگاه شویم و در برخی روایات آمده که حکمت آن پس از ظهور روشن می گردد. امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر غیبتی دارد که تخلف ناپذیر است، اجازه نداریم علت آن را بیان کنیم. حکمت غیبت او همان حکمتی است که در غیبت حجت های پیشین وجود داشته و پس از ظهور روشن خواهد شد، چنان چه حکمت کارهای خضر از شکستن کشتی و کشتن پسربچه و برپا داشتن دیوار شکسته، وقتی برای موسی روشن شد که آن دو خواستند از هم جدا شوند،(1) غیبت سرّی از اسرار الهی است".(2)
عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر غیبتی خواهد داست؛ به طوری که گمراهان در شک واقع می شوند".عرض کردم چرا؟ فرمود: "اجازه نداریم علتش را بیان کنیم. موضوع غیبت از اسرار خدا و غیبتی از غیبت های الهی است. چون خدا را حکیم می دانیم، باید کارهایش از روی حکمت صادر شود".(3)
در عین حال می توان فلسفه غیبت را در حد فکر بشری فهمید و آن این که این آخرین حجت معصوم الهی برای تحقق بخشیدن به آرمانی بزرگ (گسترش عدل کلی و به اهتزاز در آوردن پرچم توحید در جهان) در نظر گرفته شده است، و این آرمان نیاز به گذشت زمان و شکوفایی عقل و دانش بشر و آمادگی روحی و عقیدتی بشریت دارد، تا جهان به استقبال موکب آن امام عدل و آزادی رود. طبیعی است، چنان چه آن حضرت بیش از فراهم شدن مقدمات، در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتی (شهادت) چونان دیگر حجت های الهی یافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ، دیده از جهان فرو خواهد بست. به این حکمت در روایات اشاره شده است.
امام باقر(ع) فرمود: "برای حضرت قائم غیبتی است قبل از ظهور، برای جلوگیری از کشته شدن". (4)
در برخی روایات دیگر یکی از علل غیبت امام زمان(عج) امتحان مردم ذکر شده است.(5 ) بدین که در اثر غیبت حضرت مهدی(ع)، مردم آزمایش می شوند. گروهی ایمان استواری ندارند، باطنشان ظاهر می شود و دستخوش شک و تردید می گردند. کسانی که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور حضرت و ایستادگی در برابر شدائد، پخته تر و شایسته تر می گردند. امام کاظم(ع) فرمود: "هنگامی که پنجمین فرزندم غائب شد، مواظب دین خود باشید، زیرا او ناگزیر غیبتی خواهد داشت، به طوری که گروهی از عقیده خویش بر می گردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش می کند".(6)
در بعضی از روایات یکی از علل غیبت امام، آزادی او از یوغ بیعت با حاکمانِ ستمگر زمان بیان شده است؛ بدین معنا که امام هیچ رژیمی را حتی از روی تقیه به رسمیت نمی شناسد. اگر حضرت در غیبت نبود، باید با حکومت های عصر خود بیعت می کرد، که با اهداف و آرمان امام همخوانی نداشت. حسن بن فضّال می گوید: امام هشتم فرمود: "گویی شیعیان را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسکری) در جستجوی امام خود، همه جا را می گردند. اما او را نمی یابند". عرض کردم: چرا غایب می شود؟ فرمود: "برای این که وقتی با شمشیر قیام می کند، بیعت کسی بر گردن وی نباشد".(7)
شیعیان باور دارند که دوازده امام و حجت خدا بر زمین بوده و هر کدام وظایف تعریف شده داشته و مأمور به انجام آن بوده و زمین نباید از حجت خدا خالی باشد. از این رو مشیت الهی بر آن تعلق گرفته که یکی از آن ها در پس پرده غیبت قرار گیرد و زنده بماند تا زمین از حجت خدا خالی نباشد.
یکی از نویسندگان می نویسد: "امام غائب نیز مانند پدرانش از کشته شدن در راه دین باکی نداشته و ندارد، لیکن کشته شدن وی به صلاح جامعه و دین نیست، زیرا هر یک از پدرانش که از دنیا رحلت می کرد، امام دیگری جانشین می شد، ولی امام زمان(ع) اگر کشته می شد، جانشینی ندارد و زمین از حجت خالی می گردد. در صورتی که مقدّر شده است که عاقبت، حق بر باطل غالب شود و به واسطه وجود مقدّس امام دوازدهم، دنیا به کام حق پرستان گردد".(8)
بنا بر این امام زمان می بایست در شرایطی ظهور کند که شرایط برای پیروزی نهایی حق برضد باطل از هر جهت فراهم شده باشد و با ظهور امام اثنا عشر وعده پیروزی تمامی پیامبران و امامان تحقق یابد.
هر نهضت و انقلابى که براى هدف معینى بر پا شود، در صورتى امکان پیروزى دارد که زمینه آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع و شرایط کاملا آماده باشد. یکى از شرایط مهم موفقیت این است که عموم انسان ها خواستار آن انقلاب باشند و افکار عمومى براى پذیرش آن مهیا باشد. در غیر این صورت انقلاب با شکست مواجه خواهد شد. نهضت و قیام مهدى موعود نیز از این قاعده کلى مستثنى نبوده، در صورتى مى‏تواند پیروز گردد که اوضاع و شرایط مساعد و زمینه فراهم باشد.
نهضت آن حضرت یک نهضت سطحى و کوچک نیست، بلکه یک انقلاب همه جانبه و جهانى است و برنامه بسیار عمیق و دشوارى دارد، مى‏خواهد تمام اختلافات نژادى و کشورى و زبانى و مرامى و دینى را بر طرف سازد و سر تا سر گیتى را با یک حکومت نیرومند اداره کند تا همه بشر با صلح و صفا کنار هم زندگى کنند. او مى‏داند که آب را باید از سر چشمه اصلاح کرد و عوامل اختلاف‏انگیز را از ریشه قطع مى‏کند تا گرگ صفتان، خوى درندگى را از دست بدهند.
مى‏خواهد کفر و مادى گرى را ریشه کن سازد و عموم جهانیان را به سوى قوانین و برنامه‏هاى الهى متوجه کند و دین اسلام را آیین همگانى گرداند. مى‏خواهد افکار پریشان بشر را به سوى یک هدف متمرکز کند و معبودهاى دروغین و فتنه‏انگیز را مانند: مرزها، نژادها، کشورها، مرام‏ها، حزب‏ها، قاره‏ها و شخصیت‏هاى کاذب را از مغز بشر ریشه کن کند.
به طور خلاصه مى‏خواهد نوع بشر و جوامع انسانى را به سعادت و کمال واقعى برساند و اجتماع صالحى به وجود آورد که بر پایه فضایل و صفات انسانى و اخلاق نیک استوار باشد. چنین انقلابى بدون شایستگى ملت‏ها امکان وقوع ندارد.
بنابر این تا نوع بشر به حد کمال و رشد نرسد و عموم مردم در سراسر جهان براى پذیرفتن حکومت حق آماده نگردد، مهدى موعود ظهور نخواهد کرد.(9)

بنابراین از یک طرف ظلم حاکمان ستمگر به نهایت درجه خود می رسد و از طرف دیگر عموم مردم و توده انسان ها در سراسر گیتی خواهان بر پائی عدالت گشته و از حکومت های دیگر دل زده شده باشند.
+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/09ساعت 21:18  توسط milad  | 

 همه ی ما می دانیم که هر شخص یا گروهی از اشخاص استعداد های خاص خود را دارند که می توانند در جهت شکوفایی آن استعدادها پیش رفته و با شکوفا کردن آنها توانایی های خود را ثابت کنند.

ما دانش آموزان نیز استعدادهایی داریم که با شکوفا کردن آنها می توانیم هم به خود و هم به اطرافیان|(یا با دید وسیع تر)به کشور و نوع بشر خدمت کنیم.

از سوی دیگر ما می دانیم که وقتی آقا امام زمان(عج) ظهور کنند.برای تثبیت انقلاب الهی عدل و حکومت بر جهانیان به سربازان متخصص .کار آزموده و با قدرت علمی و اعتقادی بالا نیاز دارند.خوب این هدف محقق نمی شود مگر با سعی و تلاش در راه کسب علوم و فنون عالی تا بتوانیم ثابت کنیم که ما آن سربازانیم.

با توجه به همه ی این توانایی ها و فرموده رسول گرانقدر اسلامکه فرمودند:"علم اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین فارس(سلمان فارسی)به ئآن دست خواهند یافت".نتیجه می گیریم که ما می توانیم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 18:10  توسط milad  | 

بسم رب المهدی(عج(

سلام بر یوسف زهرا(س(

«««     خواهشمندم مطلب زیر را بااندکی تأمل مطالعه بفرمائید!!!

طرز فکری که شاید خیلی ها امروزه به آن دچارند ؛ حتی منتظران آقا!!!!      »»»

*********************

عنوان مقاله: چشم ها را باید شست(ضرورت بازخوانی مفهوم واقعی انتظار (

چند سالی است که این پرسش را از بچه ها هم می توان شنید! هرگاه سخن از " او " به میان می آید، این سؤال بر زبانها جاری است، گویا « تکیه کلام » شده است! چند وقت است که همه طلبکارانه می پرسیم : « پس چرا نمی آید؟!!!!»

اگر جویا شوی :مگر اتفاقی نو رخ داده یا تحولی دست داده؟ پاسخ مثبت است.بزرگ و کوچک تحلیلگر اوضاع زمانه شده اند!!!رشته زمانه شناسی در همه شکفته است!!! گویا رمز «غیبت» و « ظهورش » چنان پیش پا افتاده است که به سادگی لو رفته و هر کودکی آنرا در خاطر سپرده است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/05ساعت 17:41  توسط milad  | 

دير زمانى است كه دوران غيبت حضرت مهدى(عج), روزنه اى براى سـوء استفاده طاغوتيان و مستكبـران هر عصـرى قـرار مـى گـرفته و ـ با تاءسف فراوان ـ برخى ساده لوحان دور ازبينـش و بصيرت نيز همنوا با قـدرت هاى ستمگـر, ظاهـرى زيبا و فـريبنـده از گفتار آنان را گـرفته, نه تنها خـود, بلكه بسيـارى ديگـر را نيز دچـار غفلت و گمراهى مى كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/26ساعت 10:4  توسط milad  | 

 اللهم الرزقنا شفاعت الحسین  یوم الورود
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 18:16  توسط milad  | 

 از آن دم که مادر مرا داده شیر

               امیری حسین"و نعم الامیر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 18:15  توسط milad  | 

 با عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم و شهادت ارباب دو عالم و یارانش.لازم دیدم مطلبی را بیان کنم.

همانطور که می دانید مسئله ی عاشورا را از مهدویت نمی توان جدا کرد.در آن زمان مردم زیادی در انتظار امام حسین (علیه السلام)بودند و ادعا می کردند که جانشان رافدای امام خواهند کرد .اما وقتی آمدند...چند دسته شدند.گروهی اندک موافق گروهی هم بی توجهی نشان دادندو گروهی به مقابله با امام بر خاستند.بیایید ما هم که در انتظار فرزند حسینیم از گروه اول باشیم تا هم دل او و هم دل مادر امت را شاد کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 18:12  توسط milad  | 

 

...و برای آن زمانبندگانی را بر گزیدم که دلهاشان را به ایمان آزمودم و آنان را از ورع اخلاص.یقین.پارسایی.خشوع.راستی.شکیبایی.وقار.وارستگی و زهد سرشار کردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/18ساعت 19:1  توسط milad  | 

این خونها خون پاک ترین جوانان دنیاست.مواظب باشید هیچ گاه پا رویشان نرود. فرمانده ی شهید یدالله کلهر (شادی روح شهیدان و با امید به هم نشینی با آنان صلوات)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/18ساعت 19:0  توسط milad  | 

همیشه در لباس روحانیت بود.حتی در نبردهای خیابانی خرمشهر که نقش فرماندهی نیروهای مردمی را به عهده داشت با عبا و قبا و عمامه ظاهر می شد.روزی شخصی به او گفت:((حاج آقای شریف.این لباس در نبرد های خیابانی هدف و نشانه ی مهمی برای دشمن می گردد و جانتان را بیشتر به خطر می اندازد.این چند روز عمامه را از سر بردارید و لباس نظامی به تن کنید!))با تبسم پاسخ داد:((با خدا و امام زمان خود عهدی بسته ام که در لباس پیامبر شهید شوم و همین لباس کفنم گردد)).

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/18ساعت 19:0  توسط milad  | 

قافله سالار موعودیان پیر مهربان جماران:من به تمام جهان با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهانخواران بخواهند مقابل دین ما بایستند در مقابل همه ی دنیای آنها خواهیم ایستاد و تا نابودی آنان از پای نخواهیم نشست...ما با خواست خدا با صدمر انقلابمان به سیطره ی جهانخواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان ارواحنا فداه هموار می کنیم.پیام امام به حجاج در سال 1366

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/18ساعت 18:59  توسط milad  | 

درسته که ما و هم سنهامون اون موقع نبودیم اما بهمون گفتن چه خبر بوده...چه کارهایه غیر ممکنی شده که حتی فکر کردن به اونها هم برای ما سخته.

من چون دیدم تاثیر شعر از بقیه روشها بیشتره واسه همین براتون چندتا شعر نوشتم تا بریم به اون فضا...

راهی است که رهنورد می خواهد و بس      واندر پی گرد گرد می خواهد و بس

خیزید که پاس مرز آزادی را      مردان همیشه مرد می خواهد و بس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 17:5  توسط milad  | 

هم اول و هم آخر¸هم مصدر عشقی

هم عشق نبی روح علی کوثر عشقی

مقصود پیمبر همه این است به مبعث

هم حجت حق مهدی موعود توآن دلبر عشقی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 16:42  توسط milad  | 

 خداوند متعال به حضرت داود گفت:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 19:33  توسط milad  | 

 اصحاب مهدی جملگی جوانند و پیری در آنها راه ندارد,مگر به اندازه ی سرمه در چشم و نمک در غذا.و کمترین چیز در غذا نمک است.

                                                                                حضرت علی(علیه السلام)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 18:51  توسط milad  | 

دعای توکل به خدا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 18:47  توسط milad  | 

راستی فکر می کنین واسه چی اومدیم...چرا اینقدر می مونیم...چیکار باید بکنیم...

و هزارتا سوال دیگه!!!

من تا حالا اینها رو فهمیدم:اومدیم که باشیم...موندیم که زندگی کنیم...زندگی می کنیم تا خودمونو بشناسیم...وقتی هم که خودمونو شناختیم عاشقه خودش بشیم..........بعد هم بریم پیشش.

پس به امید خودش یاعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 18:37  توسط milad  | 

الحمدالله الذی عرفنی نفسه ولم یترکنی عمیان القلب,الحمد الله الذی جعلنی من امت محمد صل الله الیه و اله,الحمد الله الذی جعل رزقی فی یده ولم یجعله فی ایدی الناس,الحمدالله الذی ستر عیوبی عورتی ولم یفضحنی بین الناس 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 18:33  توسط milad  | 

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود         پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود 

یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند             گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود

خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت       حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 18:28  توسط milad  | 

خدا گفت:به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید,آزمونتان تنها همین است...عشق!!.

و هر که عاشق تر در آید نزدیکتر است.پس

نزدیکتر آیید...نزدیکتر.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 18:22  توسط milad  |